نشریه فرهنگی هنری طلوع

*در جشن جنوبی چشمانت بقعه ای خواهم ساخت تا واژگان متروکم پرواز کند*

کوچه باغ شعر ، 8

نویسنده: حبیب غریبی | جمعه 14 خرداد 1395 ساعت 08:37


 مجموعه شعرهای غزل جناب آقای
(( اکبر بهرامی ))
شاعر 55 ساله
شعر
(( زندگی دوباره ))
اختصاصی مربوط به فوت همسر سرلشکر خلبان عباس بابایی

 مجموعه شعرهای غزل جناب آقای
(( اکبر بهرامی ))
شاعر 55 ساله
شعر
(( زندگی دوباره ))
اختصاصی مربوط به فوت همسر سرلشکر خلبان عباس بابایی










نیمه ی جانت برای دیدنت پرواز کرد
زندگا نی را دوباره با شعف آغاز کرد
ای که او هرگز به این دنیای فانی دل نداد
لاجرن خود را به اذن حضرتت دمساز کرد
گفته بودی او برایت بی قراری می کند
تا نگاهش را برای خوب دیدن باز کرد
شهر قزوین بر سر و بر سینه می کوبدچنان
از چنین درسی که او در این زمان ابراز کرد
ما عزا داریم بجایت ای بزرگ مرد وطن
مالک ملک ملک ما را به هم همراز کرد
دیده ات را باز کن عباس نام آور ببین
مونست همچون عقابی سویتان پرواز کرد









*******************************









مجموعه شعرهای عاشقانه سرکار خانم
(( مهتاب امیری ))
شاعر 66 ساله
شعر
(( عشق مادری ))











مهتاب در جهان عشق و شیدایی
 وسوز وگداز و دلباختگی ومهر ورزی مادری
دلباخته و بی مانند است بی گمان اگر این عشق اتشین
 وسوزان در نهاد او زبانه نمیگشید و در اندرون خسته اش
این اتش نهانی و خدایی کوره وار نمیتابید اینهمه سخنان سوز
 ناک و سرودهای جانگداز و دردناک در زندگی وتنهایی خود
 نمی سرود راز سوزندگی سخنان مهتاب این است که سخن از
دلی دردمند وسینه ای اتش افروز بر خاسته است دل مهتاب
مگر اتشفشان است///که در هر شعرش از اتش نشان است
/// عشق و وفا داری مادریش نموداری از عشق پاکبازان و زبان
 او نمونه ای از راز نهفته اش و هیچ شنونده ایی نیست که
سخنان دردناک او را بشنود و در دلش شوری بر پا نشود و
غمهای نهفته اش بیدار نگردد///چو یک جا جمع شد
شادی ایام  ///شدش اغاز عشق مادری نام///










************************






مجموعه شعرهای دردسرم سرکار خانم
(( سمانه شجاعی ))
شاعر 34 ساله
شعر
(( در راه ))















در راه،

سرگردان بودم!

دستم را گرفتی!

آرام گفتی:

بیا!

قدم، قدم، قدم

فقط صدای قدم هایت را می شنیدم!

آرامِ آرام!

گوش دادم!

گام برداشتم!

با گام های باد،

آرامِ آرامِ آرام!

این همه آرامش،

باور کردنی نبود!

اما

هر محالی ممکن شده است
شنبه 15 خرداد 1395 23:38
پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل،
بر آنم که زندگی کنم
بر آنم که عشق بورزم
برآنم که باشم،
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه،
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم،
تا دریابم،شگفتی کنم،باز شناسم
که می توانم باشم، که می خواهم باشم
تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
لحظه ها گران بار شود،
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم... «مارگوت بیگل»
******************************************************
ممنون از اینکه‌شعرهاتون برام کامنت می زارین٬سپاس از لطفتون
حبیب غریبی
خواهش میکنم خواهری وظیفست
شنبه 15 خرداد 1395 23:20
شب در راهست!
دل را
در پستوی تاریکیها
با اندوه می توان
در کنج قفس
زندانی کرد
زنجیر تعلق
چون دیو پلیدی
مرا از اسارت خود
رها نمی کند
باغچه ی زندگی
طراوت خود را
در بهاری دگر
تجربه نمی کند
«شعری از: فهیمه خراسانی»
****************************
سلام برادر ارجمندم
ممنون از کامنت شما٬الان پیامتون گرفتم ٬مرسی که وقت می زارین واز وبم دیدن می کنید...
حبیب غریبی
سلام خدمت شما مرسی از شعر زیبای خانم خراسانی ایشون رو به خوبی میشناسم خیلی خوب بیشتر از هر کسی دیگه ای .
خواهش میکنم توی آرامش خودم این شعر رو براتون فرستادم البته خیلی خوشم اومد از این شعر که کامنت گذاشتم براتون بعضی وقتها که واقعا فکر آزاد باشه شعرهایی مینویسه که خودش مات و حیرت میمونه که چی نوشته به هر حال لطف و محبت شما ستودنیست
شنبه 15 خرداد 1395 22:16
میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود …
اما اینجا باران که میزند بوی “خاطره ها” بلند میشود !.
سلام بر برادر گرامیم ،امیدوارم همیشه شاد وسلامت باشید
حبیب غریبی
مرسی دوست عزیزم
شنبه 15 خرداد 1395 22:15
میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود …
اما اینجا باران که میزند بوی “خاطره ها” بلند میشود !.
حبیب غریبی
شنبه 15 خرداد 1395 22:13
کاش آدم ها
شبیه درخت های خرمالو بودند !
که در پائیز برگ هایشان را از دست میدهند
ولی عشقشان به ثمر می نشیند
و زیبایی می آفرینند !.
حبیب غریبی
شنبه 15 خرداد 1395 16:53
حبیب غریبی
شنبه 15 خرداد 1395 16:52
با پول نمیشه خوشحالی خرید...

اما میشه باهاش جت اسکی خرید !

شما تا حالا کسی رو دیدی رو جت اسکی غمگین باشه؟
حبیب غریبی
شنبه 15 خرداد 1395 16:51
اَز بیـטּ دو وآژه یِ اِنسآטּُ اِنسآنیَت ؛ اَوَلی تو ڪوچِـہ ها ُدُوُمی لآ بِـہ لآیِ ڪِتآبآ سَرگَردونِـہ [!] ×
حبیب غریبی
شنبه 15 خرداد 1395 16:50
آب از سرم گذشت...
فریاد میزنم دوستت دارم
و تو آرام
و خونسرد
به ترکیدن حباب ها میخندی...
حبیب غریبی
شنبه 15 خرداد 1395 09:27

خدا کند یک اتفاق خوب بیـفتد وسط زندگیمان
آری همینجا !!
وسط بی حوصلگی های روزانه مان ،
نگرانی های شبانه مان ،
وسط زخم های دلمان ...
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم ...
یک اتفاق خوب بیفتد
که خاطرات سالها جنگیدن و خواستن و نرسیدن از یادمان برود…
آنگونه که یک اتفاق خوب
همین الان ؛
همین ساعت ؛
همین حالا ؛
از پشت کوه های صبرمان طلوع کند و
غروب همه غصه هایمان باشد.
طلوعی که غروبش همیشه خیر است…
خدایا ...!!
کمی "پایان خوش" می خواهیم
برای این روزهایمان
❤️❤️Ⓜ️❤️❤️
عرض ارادت ...
توکل‌ به خدا٬مشکل همه حل بشه٬الخصوص شما برادر بزرگوارم٬مشکل من کاری ان شااللّه به بهترین صورت حل می شه
حبیب غریبی
با سلام
ممنونم از شما خواهر عزیز و بزرگوار ..
مرسی
یه دنیا ممنونم
شنبه 15 خرداد 1395 09:06

دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد
بغضی ترک ندید و گلویی صدا نکرد
انگار ما بدون حضور تو راحتیم
وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج ا...)
********
سلام داداش
نه بابا این مشکل من کلاف سر در گمی شده برا خودش٬خود خدا باید حل ش کنه٬امیدوارم مشکل شمام زودی به بهترین صورت حل و فصل بشه٬دلتنگی تون پایان و عاقبت خوبی داشته باشه





حبیب غریبی
در هیچ جای دنیا
یک کتاب را ندیدم
که بگویید
واژه ای داری
بهتر از دوست داشتن
گفتم نه
غیر از دوست داشتن واژه ی نیست میان من و خدا

******
سلام و روز بخیر خدمت شما ابجی خوب و بزرگوار
دلتنگی من از اون دلتنگی های خدایست
که هر چی دستم را به سویش بلند میکنم دستش را پس میگیرد و نمیگذارد من باهاش حرف بزنم ای کاش بشه حتی واسه یه ثانیه هم شده یه لحظه نگاهم کنه ای کاش و ای کاش
نمیدانم مشکل شما چیه اما از خدا میخاهم هر چند صدای من رو نمیشنونه مشکل شما رو حل کنه ایشالله ..

نویسنده

    حبیب غریبی
    تعداد پست ها: 217

درباره سایت

نمایه من

درباره سایت

به نام پروردگار هستی بخش

با سلام خدمت شما بزرگواران عزیز و مهربانم

مدتی قبل بر آن داشتیم که انجمن ما در تلگرام باشد اما متاسفانه هر بار با یک مشکلی رو به رو بودیم از انجمن طلوع تا به باران و به گروه نیم دری و پنجره تا به محفل ادبی و هنری شاپرک حال نمیدانم این مشکلات بر میگرده به خود بنده یا چیز دیگه ای هست و یا اشخاصی دوست ندارن ما در تلگرام باشیم به هر حال بعد از مدتها آمدیم و سایت را دوباره ساختیم این بار و با برنامه ایی کاملا متفاوت . بانک شاعران جوان . یک سایت که شعرهای انجمن هایی که به هر حال منحل شده را دوباره بازسازی خواهد کرد . و هر شب ما یک شاعر در پست مورد نظر خواهیم داشت . علاوه بر این برنامه ها انجمن نیایش که مدیر اصلی آن خانوم نوران هستن هم ما در آن انجمن و یکی از مدیران خواهیم بودم و اشعار همین طور آن جا هم بازتاب داده خواهد شد و برنامه هفتگی که داریم به صورت مستقیم و کارشناسی شده انجام خواهد گرفت و همین طور اشعار در روزنامه نسل فردا ، یک روزنامه تحلیلی و هنری در اصفهان به مدیریت سرکار خانوم عصمت ورپایی چاپ خواهد شد .


پی نوشت : تمامی پست های مورد نظر در بخش موضوعات سایت دنبال کنید

آدرس صفحه شخصی بنده درتلگرام
شماره تماس
09164772953


habib01367@


آدرس کانال بنده به اسم طاقچه

th1367@


آدرس کانال انجمن نیایش (( که اشعار و نقد بررسی و تحلیل انجا برگزار خواهد شد ))

ghadiminoran@


روزنامه نسل فردا (( اشعار دوستان این سایت و انجمن نیایش در این روزنامه چاپ خواهد شد ))

http://www.nasle-farda.ir/

موضوعات سایت

آخرین عناوین

موضوعات سایت

آخرین عناوین

صفحه اصلی سایت

آرشیو

پیوندها