نشریه فرهنگی هنری طلوع

*در جشن جنوبی چشمانت بقعه ای خواهم ساخت تا واژگان متروکم پرواز کند*

کوچه باغ شعر ، 17

نویسنده: حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم | جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 11:06


مجموعه شعرهای خانم
(( سمن حیات خواه ))
شاعر 17 ساله
شعر
(( گاهی ))
::::::::::::::::::::::::
مجموعه شعرهای خانم
(( فرزانه عباس زاده ))
شاعر 17 ساله
شعر
(( کسی چه میداند درونم را ))
:::::::::::::::::::::::::

مجموعه شعرهای خانم
(( آیسان غدیر زاده ))
شاعر 17 ساله
شعر
(( بارون می باره آروم ))
:::::::::::::::::::::::::
مجموعه شعرهای خانم
(( آیسان مسگری ))
شاعر 15 ساله
شعر
(( نور امید ))
:::::::::::::::::::::::
به ادامه مطلب رجوع کنید :::::















مجموعه شعرهای خانم
(( سمن حیات خواه ))
شاعر 17 ساله
شعر
(( گاهی ))












گاهی دلم درد میکشه از این همه جدایی

گاهی صدام پر میکشه از این همه تنهایی

تکراری شدیم به همین سادگی

همش پی خیال بافتگی

حالا که کار از کار گذشت

نسیبمون شد تنهایی اه و اشک

ما همه تو این دنیاییم

زنده ایم ولی تنهاییم

تنهایی رو می ستاییم

ولی عاشق یه بی وفاییم

غافل از این جدایی

همش دنبال یه نداییم












::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::














مجموعه شعرهای خانم
(( فرزانه عباس زاده ))
شاعر 17 ساله
شعر
(( کسی چه میداند درونم را ))














کسی چه میداند درونم را؟

که دم از جدایی میزند

 تو بیا درونم را ببین

ببین که چه آشوبی است درونم

انتظار فراموش کردنت را از من دارند

اما چطور؟چطور میشود جانا تو بگو

منکه از جانم در راه تو مایه میگذارم

به ظاهر بیخیالم ننگر

که تو تنها امید برای زنده ماندنی و بس













:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::















مجموعه شعرهای خانم
(( آیسان غدیر زاده ))
شاعر 17 ساله
شعر
(( بارون می باره آروم ))
















 بارون می باره آروم

 من کنار پنجره تو کنار اون

 من گریونم تو خندون

 من برا تو می مردم تو برا اون

 بارون می باره آروم

 خاطره ها رو به روم

  خیلی وقته رو عکست کردم زوم

 زندگیم همش تکرار خاطره اس

 هر چی بینمون بود تموم شد و بس

 من عاشق بودم تو درگیر هوس

 نسیب من شد تو اتیش عشق سوختن

 نسیب تو شد با آجر هوس ساختن

 کدام یک از ما دو تا بی رحم یود تو یا من؟

 تو رفتی به سلامت نا مهربون

 چوب خدا صدا نداره این و بدون

 آهم دنبالته تا آخرالزمون










:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::















مجموعه شعرهای خانم
(( آیسان مسگری ))
شاعر 15 ساله
شعر
(( نور امید ))














 میان این همه همهمه و صدا

 حرفی برایم نیست

 میان این همه شلوغی

 جایی برایم نیست

 میان این همه شادی

 سهمی برایم نیست

 ای خدا

 نور چشمانم را بگیر

 ذره ای نور امید بده

 به بزرگی ات قسم گله نمیکنم

 تمام داشته هایم را

 که هیچ به دردم نمیخورند بگیر

 ذره ای انگیزه برای ماندنم ده


یکشنبه 30 خرداد 1395 18:53
چشم زیتون سبز در کاسه
سینه ها سیب سرخ در سینی
لب میان سفیدی صورت
چون تمشکی نهاده بر چینی
سرخ یا سبز؟
سبز یا قرمز؟
ترش یا تلخ؟
تلخ یا شیرین؟
تو خودت جای من اگر باشی
ابتدا از کدام می چینی؟
با نگاهی، تبسمی، حرفی
در بیاور مرا از این تردید
ای نگاهت محصل شیطان
اخم هایت معلم دینی
هر لبت یک کبوتر سرخ است
روی سیمی سفید، با این وصف
خنده یعنی صعود بالایی، همزمان با سقوط پایینی
می شوی یک پری دریایی
از دل آب اگر که برخیزی
می شوی یک صدف پر از گوهر
روی شن ها اگر که بنشینی
هرچه هستی بمان که من بی تو
هستی بی هویتی هستم
مثل ماهی بدون زیبایی
مثل سنگی بدون سنگینی
« غلامرضا طریقی »
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
یکشنبه 30 خرداد 1395 18:49
باران که می بارد

گام بر می دارم و قدم زنان می روم

زیر باران رفتن را دوست دارم

اشکهایم را کسی نمی بیند.

تمام خاطرام را دوباره خیس می کنم.

حس می کنم دوباره زنده شده ام.

از تلخی روزگار می گویم و به دست باران می سپارم

از سختی ها از نامردی ها

از بخت بد و اقبال شوم

همه را به دست باران می سپارم

باران نیز می شوید و پاک می کند

باران زندگی دوباره را یه یادم می آورد

توان راه رفتن به من می دهد

در این جاده باریک من و باران تنهای تنهای هستیم

هر قدر می بارد من سبک و سبک تر می شوم

اما می ترسم از رنگین کمان هفت رنگ پس از باران

دوباره روزگار از نو اغاز خواهد شد

پس خداوندا مگیر بارانت را ز من حتی برای یک لحظه
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
شنبه 29 خرداد 1395 12:27
سلام داش حبیب
این چه حرفیه دشمنتون شرمنده
مرسی من خوبم شماخوبی
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
ممنونم ابجی جانم
جمعه 28 خرداد 1395 22:48

از من به آن سکوت پر از های و هو سلام
ای ماه پشت پنجره ی روبه رو سلام!

انگورهای عسکری ام، وقت تان به خیر!
آورده ام برای شما صد سبو "سلام"

من را به جا می آوری ای خواب دوردست؟
شیرین ترین بهانه ی من، آرزو، سلام!

خرماپزان سرخ لبت را تکان بده
با لهجه ی جنوبی گرمت بگو "سلام"

یک عمر گفته اند به تو با زبان شعر
عطار، مولوی، اخوان، شاملو: "سلام"

وقتی تویی مخاطب این شعر، بی گمان
باید دوباره گیر کند در گلو "سلام".

عبدالحسین انصاری
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
جمعه 28 خرداد 1395 22:44
از من به آن سکوت پر از های و هو سلام
ای ماه پشت پنجره ی روبه رو سلام!

انگورهای عسکری ام، وقت تان به خیر!
آورده ام برای شما صد سبو "سلام"

من را به جا می آوری ای خواب دوردست؟
شیرین ترین بهانه ی من، آرزو، سلام!

خرماپزان سرخ لبت را تکان بده
با لهجه ی جنوبی گرمت بگو "سلام"

یک عمر گفته اند به تو با زبان شعر
عطار، مولوی، اخوان، شاملو: "سلام"

وقتی تویی مخاطب این شعر، بی گمان
باید دوباره گیر کند در گلو "سلام".

عبدالحسین انصاری
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
جمعه 28 خرداد 1395 21:34
ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺍﻓﺮﯾﻘﺎ ، ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯽ‌ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ . ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﺮﺩﻭ ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩ‌ﻫﺎ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺩﯾﮕر نمی‌توﺍﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ . ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺟﯿﻎ ﻣﯽ‍ﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ‍ﭘﺮﺩ ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﻧﻤﯽ‌ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺍﻡ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ًﺷﮑﺎﺭ ﺷﮑﺎﺭﭼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . باورها و ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻏﻠﻂ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﻣﺎ ، ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ . آنچنان به تجملات و ظواهر زندگی چسبیده ایم و حاضر نیستیم رهایشان کنیم ، که اصل زندگی را فراموش کرده ایم . ﺍﮔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﯾﻢ . ما زندانی افکار خودمان هستیم ..!؟
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
جمعه 28 خرداد 1395 18:29
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه نا باور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کمند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جزا نالحق نیست
کمال دارد برای من کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نا مردم زوال پرست محمد علی بهمنی
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
جمعه 28 خرداد 1395 17:19
با عرض سلام و خسته نباشید میخواستم بگم شعر ایسان غدیرزاده اشتباهی شده اینجا شعر منو برا آیسان نوشتید مال اون بارون بود که براتون ایمیل کردم ممنون میشم درستش کنید
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
با سلام مرسی از شما تشکر درستش کردم

نویسنده

    حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
    تعداد پست ها: 219

درباره سایت

نمایه من

درباره سایت

به نام پروردگار هستی بخش

با سلام خدمت شما بزرگواران عزیز و مهربانم

مدتی قبل بر آن داشتیم که انجمن ما در تلگرام باشد اما متاسفانه هر بار با یک مشکلی رو به رو بودیم از انجمن طلوع تا به باران و به گروه نیم دری و پنجره تا به محفل ادبی و هنری شاپرک حال نمیدانم این مشکلات بر میگرده به خود بنده یا چیز دیگه ای هست و یا اشخاصی دوست ندارن ما در تلگرام باشیم به هر حال بعد از مدتها آمدیم و سایت را دوباره ساختیم این بار و با برنامه ایی کاملا متفاوت . بانک شاعران جوان . یک سایت که شعرهای انجمن هایی که به هر حال منحل شده را دوباره بازسازی خواهد کرد . و هر شب ما یک شاعر در پست مورد نظر خواهیم داشت . علاوه بر این برنامه ها انجمن نیایش که مدیر اصلی آن خانوم نوران هستن هم ما در آن انجمن و یکی از مدیران خواهیم بودم و اشعار همین طور آن جا هم بازتاب داده خواهد شد و برنامه هفتگی که داریم به صورت مستقیم و کارشناسی شده انجام خواهد گرفت و همین طور اشعار در روزنامه نسل فردا ، یک روزنامه تحلیلی و هنری در اصفهان به مدیریت سرکار خانوم عصمت ورپایی چاپ خواهد شد .


پی نوشت : تمامی پست های مورد نظر در بخش موضوعات سایت دنبال کنید

آدرس صفحه شخصی بنده درتلگرام
شماره تماس
09164772953


habib01367@


آدرس کانال بنده به اسم طاقچه

th1367@


آدرس کانال انجمن نیایش (( که اشعار و نقد بررسی و تحلیل انجا برگزار خواهد شد ))

ghadiminoran@


روزنامه نسل فردا (( اشعار دوستان این سایت و انجمن نیایش در این روزنامه چاپ خواهد شد ))

http://www.nasle-farda.ir/

موضوعات سایت

آخرین عناوین

موضوعات سایت

آخرین عناوین

صفحه اصلی سایت

آرشیو

پیوندها