نشریه فرهنگی هنری طلوع

*در جشن جنوبی چشمانت بقعه ای خواهم ساخت تا واژگان متروکم پرواز کند*

کوچه باغ شعر ، 35

نویسنده: حبیب غریبی | یکشنبه 21 شهریور 1395 ساعت 20:25


آقای عماد حسینی
آقای جواد الماسی
خانم  گیتی رسائی
خانم بهاره هاشمی
خام مهتاب امیری
خانم سمانه شجاعی
خانم افسانه خورشیدی
آقای مهدی احمدی
آقای اکبر بهرامی
خانم سیده لاله رحیم زاده
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


به ادامه مطلب رجوع کنید :

آقای عماد حسینی :




دوباره بین چشم های من قدم بزن

بگذار بنگرم تمام قد تو را

با مشکیه موهایت خـــــــطـــــ بزن

خیال باطـل ندیدن تو را



::::::::::::::::::::::::::::::::::::


آقای جواد الماسی :


ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگار
دل به تو بستیم و آخر ، دل شکستی روزگار
خوب بودم پس چرا کاتب برایم غم نوشت
کی روا باشد جوابم ،با بدی ای روزگار
فارغ التحصیل دانشگاه درد و غصه ام
بهر شاگردت عجب، سنگ تمامی روزگار
گر برای دیگران مثل بهاران سبز سبز
بهر من پاییزی و ،فصل خزانی روزگار
میکنم دل خوش به هر چیزی حسودی میکنی
مثل رهزن میزنی، بر خنده ام چنگ روزگار
کاش می گفتی ز آزارم چه حاصل میشود
وای عجب بی معرفت ،اهل جفایی روزگار
چون پرنده با چه شوقی لانه بر هم میزنم
دست بی رحمت کند خانه خرابم روزگار
چرخ گردون با دلم نامهربان باشد ولی
با همه درد و غمت بازم صبورم روزگار


::::::::::::::::::::::::::::::::::::



خانم  گیتی رسائی



روزم چو شبُ . شـــــــبم چو روز از غـــــم شد

هــــــــر روز ،چو سالها، زعـــمرم کم شد

این بود تمـــــــام حاصـــــلم از بودن

نابود شدن به دردمن مرهم شد




::::::::::::::::::::::::::::::::::::



خانم بهاره هاشمی




رسیدی به من ، روزی كه بی خیال عالمی شدم
نوازش لب هایت روی لبهایم ، تر ز باران شدم

كشتار اسم قشنگی كه نیست یقین دارم
صد كشته داده ای كه بگویی ، با تو یكی شدم

راهم ز راه تو دور و خیل فاصله
راحت شود بیان اینكه ،‌ عاشقت شدم

هر روز عشق می چینی از باغ دلت
رویش به خط خوش ،‌ كه لایقت شدم

چون مرده ای در حوالی سالهایی كه رفت
بودی ولی نبودی ، ‌با آمدنت زنده ای شدم

شاه راه حس من نگاه گرم توست
با آن نگاه غم زده ات شاعرترین شدم

تقدیم می كنم جان و هر چه هست
باران عشق گو ببار بی چتر راهی شدم




::::::::::::::::::::::::::::::::::::



خام مهتاب امیری



تو را چون لاله پروردم گلستانم شوی روزی

ولی افسوس پاییز دلم گشتی چو قدرم را ندانستی

بیا و در سحرگاهان نوازش کن گیسویم

شده ویران شب و روزم چو قدرم را ندانستی

فراغت میکشد من را شدم مشعل سر راهت

بسوزم شب ها تا صبح پشیمانم قدرم را ندانستی

بیا تا ببوسیم غنچه لب ها بیاد آریم آن شب ها

کنار ساحل دریا مهتاب دلت بودم قدرم را ندانستی

اگر چرخ فلک دوری زند بر گردیم دنیا را

خودم هرگز نمیبخشم چو قدرم راندانستی

ز بعد رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد

که مهتاب یار خوبی بود قدرش را نداستم




::::::::::::::::::::::::::::::::::::



خانم سمانه شجاعی



زده به سرمان،

هیچ کس،

زبان ما را،

نمی فهمد!

همان بهتر،

به دنبالا سایه ی مان،

بگردیم!



::::::::::::::::::::::::::::::::::::



خانم افسانه خورشیدی



لباس شب

در خفقانی از من

وتنها من

فریاددیوارها ...

پنجره ها...

وصدای بوق تنهایی شهر

که بر بام خانه ها نم زده است

شب سیاهپوش مرگ سرد عاطفه

سایه های بی تداوم از دست هر ستاره آویزان

آه شب

سیاهی که پوشیده ای

زیبا نیست...



::::::::::::::::::::::::::::::::::::



آقای مهدی احمدی



چه خنده دار و چه تخمی به گه کشیده شدم

به روی آینه تف می کنم شبی صد بار

و از صمیم دلم فحش می دهم به خودم


::::::::::::::::::::::::::::::::::::



آقای اکبر بهرامی



پدر فردا به جنگ دشمن خونخوار می آید

برای گفتن لبیک به امر یار می آید

پدر ترسی ندارد از شرارت های آن یاغی

ولی فردا به جنگش دشمن بسیار می آید

زمانی که پدر از خیمه بیرون زد نمی دانی

شنیدم شور و شیون از فراق یار می آید

کسی هرکز نفهمید او چه می خواهد ازین وادی

برای این که او با دیده ی بیدار آید

کسی پرسید شنیدی از زبان دشمن نادان

صدای رقص شمشیر از در و دیوار آمی آید

قسم به مادرش زهرای اطهر تا صلات  ظهر

سر فرزند پیغمبر به این بازار می آید



::::::::::::::::::::::::::::::::::::




خانم سیده لاله رحیم زاده



     
من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟
غزل از لحظه ی دیدار نخوانم چه کنم؟

پشت پرچین گل آلوده ی این باغ اگر
باغبان بد شده با لاله ی جانم چه کنم؟

از غم دوری آن دوست که گم کرده مرا
همدم دائمی باد خزانم چه کنم؟

مانده ام باز در اندیشه که این گوشه ی شب
غم اگر می شکند صبر و امانم چه کنم؟

شعرمی گویم و می خوانم ات ای عشق ولی
من در این راسته بی نام و نشانم چه کنم؟

با همین ذهن گرفتار و همین فرصت کم
گر رسد لحظه ی دیدار بر آنم چه کنم؟....



::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دوشنبه 22 شهریور 1395 08:06
سلام
عیدتون مبارک
تشکر از شما
شاد باشید
حبیب غریبی
سلام بزرگوار مرسی از شما لطف دارید تشکر

نویسنده

    حبیب غریبی
    تعداد پست ها: 217

درباره سایت

نمایه من

درباره سایت

به نام پروردگار هستی بخش

با سلام خدمت شما بزرگواران عزیز و مهربانم

مدتی قبل بر آن داشتیم که انجمن ما در تلگرام باشد اما متاسفانه هر بار با یک مشکلی رو به رو بودیم از انجمن طلوع تا به باران و به گروه نیم دری و پنجره تا به محفل ادبی و هنری شاپرک حال نمیدانم این مشکلات بر میگرده به خود بنده یا چیز دیگه ای هست و یا اشخاصی دوست ندارن ما در تلگرام باشیم به هر حال بعد از مدتها آمدیم و سایت را دوباره ساختیم این بار و با برنامه ایی کاملا متفاوت . بانک شاعران جوان . یک سایت که شعرهای انجمن هایی که به هر حال منحل شده را دوباره بازسازی خواهد کرد . و هر شب ما یک شاعر در پست مورد نظر خواهیم داشت . علاوه بر این برنامه ها انجمن نیایش که مدیر اصلی آن خانوم نوران هستن هم ما در آن انجمن و یکی از مدیران خواهیم بودم و اشعار همین طور آن جا هم بازتاب داده خواهد شد و برنامه هفتگی که داریم به صورت مستقیم و کارشناسی شده انجام خواهد گرفت و همین طور اشعار در روزنامه نسل فردا ، یک روزنامه تحلیلی و هنری در اصفهان به مدیریت سرکار خانوم عصمت ورپایی چاپ خواهد شد .


پی نوشت : تمامی پست های مورد نظر در بخش موضوعات سایت دنبال کنید

آدرس صفحه شخصی بنده درتلگرام
شماره تماس
09164772953


habib01367@


آدرس کانال بنده به اسم طاقچه

th1367@


آدرس کانال انجمن نیایش (( که اشعار و نقد بررسی و تحلیل انجا برگزار خواهد شد ))

ghadiminoran@


روزنامه نسل فردا (( اشعار دوستان این سایت و انجمن نیایش در این روزنامه چاپ خواهد شد ))

http://www.nasle-farda.ir/

موضوعات سایت

آخرین عناوین

موضوعات سایت

آخرین عناوین

صفحه اصلی سایت

آرشیو

پیوندها