نشریه فرهنگی هنری طلوع

*در جشن جنوبی چشمانت بقعه ای خواهم ساخت تا واژگان متروکم پرواز کند*

کوچه باغ شعر ، 40

نویسنده: حبیب غریبی | جمعه 2 مهر 1395 ساعت 14:25


یوسف محقق
::::::
مهری طهماسبی دهکردی
::::::
مرجان ریاحی
::::::
مهدیه جاویدان ( ساغر )
::::::
مینا فوقانی
::::::
مهدی حسینی
::::::
الهام عزیزی مقدم ( نیلوفر )

::::::
مهرناز آزاد
::::::

حبیب غریبی ( مهدی )

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


به ادامه مطلب رجوع کنید :

یوسف محقق :



میهن پر افتخارم در جهان

بوده نامش دایما ورد زبان

 

مانده برجا از نژادی بی ریا

یادگار از قوم پاک آریا

 

نام پر بارش همیشه سرفراز

با اصالت مردمی مهمان نواز

 

مانده از کوروش بدنیا یادگار

لوحی از گِل با پیامی ماندگار

 

لطف ایزد مهرِیزدان پیشه اش

عالمی را برده در اندیشه اش

 

در نژاد و قومیت ها بیشمار

متحد همچون دماوند استوار

 

علم وفرهنگش بدنیا بینظیر

درخردمندی امیری چون کبیر

 

نام فردوسی همیشه هرزمان

کرده نام سرزمینم جاودان

 

این وطن با خون فرزندان ما

در دل دنیاخودش راکرده جا

 

با غرور مردوزن پیرو جوان

کشورم ایران همیشه دراَمان

 

در خلیج فارس مانند نگین

میدرخشد میهنم ایران زمین



::::::::::::::::::::::::::::::


مهری طهماسبی دهکردی :

ترانه های کودکانه


سلام…..
سلام به ماه مهر و فصل پاییز
سلام به بچه های خوب و عزیز
سلام به شاگرد و به آموزگار
به گل های قشنگ توی سبزه زار
سلام به بچه های کودکستان
به دانش آموزای هر دبستان
واسه  فرار از جهل و بی سوادی
بریم به مدرسه با شور و شادی



::::::::::::::::::::::::::::::


مرجان ریاحی :



جستجوی  محبت

همچون یافتن دانه های ارزن در انباری پراز کاه

شده است.

::::::::::::::::::::::::::::::

مهدیه جاویدان ( ساغر )


بی تو از راه رسیدست خزان دگری

من هراس تو به دل نگران دگری

گر خداوند مرا بال دهد در یک شب

بی تو پرواز کنم رو به جهان دگری



::::::::::::::::::::::::::::::



مینا فوقانی :



 (( صبوری ))

عجله اى نیست
حرمت حریمت را به دلم نگه داشته ام
تا روز مبادایی كه از راه برسد
و تو به حریم دلم نگاهى كنى
من صبورى را خوب بلدم




::::::::::::::::::::::::::::::


مهدی حسینی :



چقدر با تو در‌آغوش شب مناظره زیباست

نگاه دلبری ات، ای پریِ ساحره زیباست

 

چه لحظه ها که دوتایی قدم زدیم جهان را ...

چقدر حین نوازش ، مرور خاطره زیباست

 

ترانه ! چشم قشنگت به عینکت چه میاید

به شعر زل زدن از پشت پلک پنجره زیباست

 

علاقه‌مند به تشریح مو به موی تو هستم

عجیب شرح تو گیسو‌طلای شاعره زیباست

 

چه ناز بین دو بازویم‌آرمیده نیازم

چقدرخواب تو درحلقه ی, محاصره زیباست






::::::::::::::::::::::::::::::



الهام عزیزی مقدم ( نیلوفر ) :



باران چه بی احساس بود
انگار نه انگار از آسمان میامد
انگار اصلا از غم و درد آسمان نبود،
كه به سوی زمین میامد
زیر سقف سیاه شب آهسته قدم زدم
سنگینیه آسمان را حس میكردم
ولی بارانش احساس نداشت
زیر همان باران قسم خوردم ،
من همچون آن بی احساس شوم
ایستادم قطره ای گوشه لبم ،
شوریش را احساس كردم
اشك های من هم بی احساس بودن
ولی بی قرار....



::::::::::::::::::::::::::::::

مهرناز آزاد :




آدم هایی هستند که دلبری نمیکنند ،
که حرفهای عاشقانه نمیزنند ،
چیز خاصی نمیگویند که ذوق کنی...
آدمهایی که نمیخواهند عاشقت کنند...
اما عاشقشان میشوی !
 
ناخواسته دلت برایش میرود...
این آدمها فقط راست میگویند...
راست می گویند با چاشنی قشنگ " مهــــر"
 
لبخند میزنند نه برای اینکه توجهت را جلب کنند ،
لبخند میزنند چون لبخند جزوی  از وجودشان است...
لبخندشان مصنوعی نیست ، اجباری نیست،
در لبخندشان خدارا میبینی.... هیچگاه در رفتارشان احترام و محبت کم نمیشود ،
همه را دوست دارند ،
دردشان درد خودشان نیست ،
درد توست ،
درد دیگریست ،
و آنقدر درد خودشان را مخفی میکنند که فکر میکنی شاید بی دردند
 
اینها ساده اند 
هر که هستند ،
هر جایگاهی هم داشته باشند
هر شغل و سمتی هم داشته باشند
هر چه تحویلشان بگیرند
و شاید هر سختی و مشکلی داشته باشند
باز هم ساده اند
 
حرف زدنشان...
راه رفتنشان..
نگاهشان....
ادعایی ندارند،
بی آلایشند،
پاک و مهربانند.... چقدر دوست دارم این آدم های بی نشان اما خاص را.... .




::::::::::::::::::::::::::::




حبیب غریبی ( مهدی )

روزی که شهر سکوت کرد




چشم هایم از دل كویر غبار آلود شد

چراغ های خیابان خاموش

سنگ فرش ها كبود

خط عاشقی روی كمان دل هایم جایی گرفت

عقربه ها عقب گرد سوی عصر حجر

از اعداد روزگار

روی مژه های شكسته

چین باچین شد

روزی كه شهر سكوت كرد

چشم های حوضم بی رنگ شد

گلدان های دلم شكسته شد

پخش شد كف حیاط

مانند پاییز برگ برگ

از كاغذ های كاهی

روی پنجره  ها   شده

روزی كه شهر سكوت كرد

عكس های سوخته را میچینم

مانند سیب كالی

از درخت های سیاه آبیاری میكنم

روزی كه شهر سكوت كرد

هیچ گاهم هیچ شد

پوچ

ایستاده در زمان

خواب آلود

كف دریا

بدون نفس های باران

ناقوس كلیسا را می زند

روزی كه شهر سكوت كرد

عریانم كتاب های تاریخ را سوزاند

:::::::::::::::::::::::

 
جمعه 9 مهر 1395 11:04
من اگر روزے شود،
نقاش این دنیا شوم

این جهان را عارے از
هر غصہ وغم مے ڪشم

بهر دلها مهربانے ،
بے قرارے ، یڪدلے

هردلے را در ڪنار
شاخہ اے گل مے ڪشم
شنبه 3 مهر 1395 01:10
سلام
ممنون از دعوتتون
شعرهای زیبایی بود، بخصوص اون ترانه کودکانه
راستی داداش حبیب، تولد وبلاگمه،تشریف بیارین
حبیب غریبی
سسسسسلام
سلام
سلام
به به چه عالیییییی تولد وبلاتون مبارک باشه انشاالله امیدوارم همین طور با پشتکار ادامه بدید وبلاگتون رو هر چند خب خیلی وقته خیلی ها دلزده شدن از وبلاگنویسی اما شما همچنان دارید پرقدرت مینویسید انشاالله روز به روز بهتر شه

[بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه]
جمعه 2 مهر 1395 22:33
بدترین اتفاق در پاییز آن است ، که کسی برود ؛
رفتن های پاییز با رفتن های دیگر فرق می کند ،
رفتن های پاییز در سکوت انجام می شوند ،
رفتن های پاییز شوخی سرشان نمی شود ،
و زندگی این را به ما خوب یاد داده بود .
آدم هایی که در پاییز می روند ، هرگز بر نمی گردند ، حتی اگر برگردند ، دیگر آن آدم سابق نیستند ،
و این خاصیت پاییز است که همه چیز را تغییر می دهد ؛
خیابان ها را ، کوچه ها را ، پنجره ها را ، خاطره ها را ، درخت ها را
و بیشتر از همه ، آدم ها را ...

" بابک زمانی | بعد از ابر "
حبیب غریبی
سپاس از شما بزرگوار
جمعه 2 مهر 1395 18:52
سلام خدمت داداش خوب و مهربونم ..ممنونم فدات ..مثل همیشه نامبر وان و عالی بود مهربون
.........

گاهی دویدن برای رسیدن به کسی
نفسی برای در کنار او ماندن
نمی گذارد!!
حبیب غریبی
سلام ابجی خوبم فدای شما بشم مرسی ابجی گلم

نویسنده

    حبیب غریبی
    تعداد پست ها: 217

درباره سایت

نمایه من

درباره سایت

به نام پروردگار هستی بخش

با سلام خدمت شما بزرگواران عزیز و مهربانم

مدتی قبل بر آن داشتیم که انجمن ما در تلگرام باشد اما متاسفانه هر بار با یک مشکلی رو به رو بودیم از انجمن طلوع تا به باران و به گروه نیم دری و پنجره تا به محفل ادبی و هنری شاپرک حال نمیدانم این مشکلات بر میگرده به خود بنده یا چیز دیگه ای هست و یا اشخاصی دوست ندارن ما در تلگرام باشیم به هر حال بعد از مدتها آمدیم و سایت را دوباره ساختیم این بار و با برنامه ایی کاملا متفاوت . بانک شاعران جوان . یک سایت که شعرهای انجمن هایی که به هر حال منحل شده را دوباره بازسازی خواهد کرد . و هر شب ما یک شاعر در پست مورد نظر خواهیم داشت . علاوه بر این برنامه ها انجمن نیایش که مدیر اصلی آن خانوم نوران هستن هم ما در آن انجمن و یکی از مدیران خواهیم بودم و اشعار همین طور آن جا هم بازتاب داده خواهد شد و برنامه هفتگی که داریم به صورت مستقیم و کارشناسی شده انجام خواهد گرفت و همین طور اشعار در روزنامه نسل فردا ، یک روزنامه تحلیلی و هنری در اصفهان به مدیریت سرکار خانوم عصمت ورپایی چاپ خواهد شد .


پی نوشت : تمامی پست های مورد نظر در بخش موضوعات سایت دنبال کنید

آدرس صفحه شخصی بنده درتلگرام
شماره تماس
09164772953


habib01367@


آدرس کانال بنده به اسم طاقچه

th1367@


آدرس کانال انجمن نیایش (( که اشعار و نقد بررسی و تحلیل انجا برگزار خواهد شد ))

ghadiminoran@


روزنامه نسل فردا (( اشعار دوستان این سایت و انجمن نیایش در این روزنامه چاپ خواهد شد ))

http://www.nasle-farda.ir/

موضوعات سایت

آخرین عناوین

موضوعات سایت

آخرین عناوین

صفحه اصلی سایت

آرشیو

پیوندها