نشریه فرهنگی هنری طلوع

*در جشن جنوبی چشمانت بقعه ای خواهم ساخت تا واژگان متروکم پرواز کند*

کوچه باغ شعر ، 42

نویسنده: حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم | شنبه 10 مهر 1395 ساعت 21:47


جواد الماسی
::::::
عماد حسینی
::::::
دانیال رحمانیان
::::::
محدثه طهماسبی
::::::
مینا فوقانی
::::::
مهدی حسینی
::::::
محتشم مومنی
::::::
مهرناز آزاد
::::::
الهام عزیزی مقدم ( نیلوفر )
::::::
حبیب غریبی ( مهدی )

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


به ادامه مطلب رجوع کنید :

جواد الماسی



امشب دوباره با خاطره ها گفتگو کنم
باید نشان تو میان غزلها جستجو کنم


نام تو میبرم و بی اختیار اشک چشم
باید به آب دیده ام از نو وضو کنم


شاید که قسمت ما نیست یکی شدن
باید برای داشتَن ات امشب آرزو کنم


باید بنویسم غزل را فقط به نام تو
بی تو تمام قافیه را بی آبرو کنم


پیچیده عطر تو در بیت بیت هر غزل
باید میان غزلها وجود تو را بو کنم


بستم با خودم شرط از امشب به بعد
برای نماز عشق اقتدا به او کنم


باید تمام سروده های سنگ صبور
یکجا فدای قدمهای غزل بانو کنم



::::::::::::::::::::::::::::::


عماد حسینی



میخواهم به باران دل ببندم عشق ورزم به چمن

با گل یاس بخندم جان ببخشم به قلم

سر هر کوچه ی فرعی جای ایست

عشق نقاشی کنم

با دو طاووس و غناری

زاغ همبازی کنم

به در خانه ی فقر

قرص نانی از عدالت ببرم

بر سر کودک کار

دستی از روی محبت بکشم

روی هر بام ترک خرده ی شهر

غزلی پهن کنم از پر غو

ارزنی درد بکارم سروی از مهر بر آید

برسد تا سر کوه

در دل هر شب تار

ماه و خورشید بذارم جای هر برگ چنار

و خلاصه شهر را پاک کنم

هر چه نامردی و بی معرفتیست

پای این عاطفه ها خاک کنم

کودکی شاد کنم

با کتابی، قلمی

چه بگویم

دفتری، پول کمی

به شما هم اندکی هست نیاز

به شمایی که دل کوچکتان

نازک و نرم و ظریف است

همچو یک پوست پیاز

از همین لحظه که آغاز کنیم

دو سه تا پنجره در سمت خدا باز کنیم

میشود کاری کرد

میتوان باغچه ی خشک دل هر کس را

پر از عاطفه گلکاری کرد






::::::::::::::::::::::::::::::



دانیال رحمانیان





بی تو


مانند روستای زلزله زده ای می مانم


که هر ثانیه


در حال فرو ریختنم




::::::::::::::::::::::::::::::



محدثه طهماسبی




نگاهش

مرا به دست باد داده بود

شاید عشق همین باشد




::::::::::::::::::::::::::::::



مینا فوقانی


(( عشق آب دیده ))



 اى یادوارهء بهار دل من كه دلم از تو فرزین شد

بلد برزین اخلاق من كه در شهر ملكهء افاق شد  

من از مهر تو اى عشق مینایی شدم اب دیده

زین ابگینه ترا سبز دارم در دل  تا همیشه



::::::::::::::::::::::::::::::



مهدی حسینی




به روی دوش تو میرقصند ؛ الهه های خدانشناس

پناه میبرم‌از سِحرت ، به " قل أعوذو به رب‌الناس"

 

عجیب شیفته ام کردی ، به قدر معجزه زیبایی

لبت ترانه‌تر از غنچه‌ست، تنت لطیف‌‌تر از احساس

 

که پرورانده تو را اینقدر ؛ هنرورانه و با دقت ؟!

لعاب‌دیده‌تر از ماهی ، تراش‌دیده‌تر از الماس

 

دلم به عشق تو زانو زد ، اسیر کردی‌اش آخر‌سر

در‌اختیار توام دیگر ! مرا بکاو ، مرا بشناس !

 

بنازمت که وجودم را ، تمام مال خودت کردی !

به من قدم بگُذار امشب ؛ بیا به کوچه ی عطرِ یاس...





::::::::::::::::::::::::::::::



محتشم مومنی




خاطرت آسوده از من  عاشقم

نیستم  عاقل ولیکن عاشقم

گر رود سر در ره پیمان عشق

باز هم ای نازنین من عاشقم

راه من از عاقل رهزن جداست

من فداکارم نه رهزن عاشقم

نی فقط در نوبهار و فصل گل

بلکه حتی ماه بهمن عاشقم

من نی ام پروانه انسانم ولی

همچو پروانه به گلشن عاشقم

هرچه میخواهی بگو اما بدان

ای به شامم ماه روشن عاشقم

یک نفر هستم ولیکن شک مکن

بیشتر از خاک و صد تن عاشقم

بلبل از من گیرد آری درس عشق

زانکه بیش از یاس و سوسن عاشقم

دفترم باشد پر از نقش وفا

همچو فرهاد و چو بیژن عاشقم

هرکجا باشم به صحرا یا به کوه

در خیابان و به برزن عاشقم

این سخن بشنو ز سامان ای رفیق

گر غریبم یا به میهن عاشقم



::::::::::::::::::::::::::::::



مهرناز آزاد





تاقیامت برای چلچله ها
یک بهارپراز ترانه شدی
تاقیامت برای باریدن
چشم های مرابهانه شدی
..............................
آخرین بارپشت پنجره بود
که تورا سمت قبله می دیدم
از مناجات های معصومت
دسته دسته شکوفه می چیدم
................................
درسحر, باوضو ,  متین , آرام
روی سجاده رو به من کردی
از نگاهت که پر ز رفتن بود!
من شنیدم که بر نمی گردی!!
................................
روی لبخند ساده ات آن صبح
می شد انگار یک بهشت کشید
از "خداحافظی " که گفت لبت
ساده می شد شهادتت رادید!
..................................
هیچ کس باورش نشد که نشد
که در این خانه آخرین باری....
که دراین خانه آخرین باراست
که تو دربند تن گرفتاری
...................................
سفرت امتدادخطی شد
رو به سمت بهشت , سمت خدا
رو به دهلیز های بی بن بست
روبه پروازهای  بی همتا
................................


::::::::::::::::::::::::::::::





الهام عزیزی مقدم ( نیلوفر )





امروز با شاخه گلی سرخ


ودستانی لرزان به دیدارت می آیم

این اشک های من از سردلتنگی است

دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت

کاش بودی...

امروز دلم آتش گرفت


 ودوباره جای خالیت را حس کردم

می دانم جای تو خوب است

وفرشته های آسمان امروز


 را برایت جشن می گیرند

آخر میدانم که بهشت زیر پای توست....

کاش فقط امروز نگاهت را داشتم

خدایا کاش فقط یک بار دیگر

آغوشش را داشتم



::::::::::::::::::::::::::::::




حبیب غریبی ( مهدی )





صدای باد

از درون

مرگ ، سواره می شود

آغوش نرم باران

در دفتر قطور پریشانی می کشد

و می رود جای

مرگ ،  راه یک طرفه را پیش میگیرد

که گاه ، درونم را  با خود به جای می برد

بادها ابرهای آسمانم را روی دوش می کشد

مانند مرگ ، روی بستری نرم

حال ، تو برو ای آسمان دل گرفته

برو جای که آسمان ها  همیشه بارانی هستن

و من را با خود ببر ای ابر دل گرفته

شنبه 2 بهمن 1395 18:59
سلام داداش بزرگوار
حسب وظیفه خدمت رسیدم جهت ابراز همدردی شما و خوش آمد گوی به بنده...
برقرار و مانا باشین
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
سلام ممنونم از شما لطف دارید
جمعه 16 مهر 1395 13:54
سلام واحترام
اشعار زیبایی بود. از شعر خانم نیلوفر واقای عماد حسینی, بسیار لذت بردم درعین سادگی زیبا بود وتاثیر گذار.
در مورد شعر شما هم , صدای باد از درون ...دمیده شدن در روح و زنده شدن واین صدای درون ...بادها ابرهای اسمانم را به دوش می کشند , یاد مراسم تشییع جنازه افتادم, شعر قابل توجهی بود.
پنجشنبه 15 مهر 1395 23:24
سلام

السلامُ عَلَیکَ یا ابا عَبْدِ اللّه وَ عًلی الاَرواح الّتی حَلَت بِفنائک

عَلَیکَ مّنی سلامُ اللّه ابداً ما بَقیتُ وَ بَقیَ اَلیلُ وَ النّهار وَ

لا جَعَله ُ اللّهُ آخِرَ اَلعَهدِ منِّی لزیارَتکُم

اَلسلامُ عَلَی الحُسین

وَ عَلی علیّ بن الحُسین

وَ عَلی اَولاد الـحُسین

وَ عَلی اَصحاب الحُسین

التماس دعا
پنجشنبه 15 مهر 1395 23:24
سلام

السلامُ عَلَیکَ یا ابا عَبْدِ اللّه وَ عًلی الاَرواح الّتی حَلَت بِفنائک

عَلَیکَ مّنی سلامُ اللّه ابداً ما بَقیتُ وَ بَقیَ اَلیلُ وَ النّهار وَ

لا جَعَله ُ اللّهُ آخِرَ اَلعَهدِ منِّی لزیارَتکُم

اَلسلامُ عَلَی الحُسین

وَ عَلی علیّ بن الحُسین

وَ عَلی اَولاد الـحُسین

وَ عَلی اَصحاب الحُسین

التماس دعا
سه شنبه 13 مهر 1395 20:50
سلاااااااااااااااااااام و یک دنیا ارادنخدمت داداش حبیب مهربانم ..خوبمعزیز به لطفتون امیدوارم شما هم بهترازهمیشه باشین.شرمنده دیر سرمیزنم ..این روزها دسترسی به نت ندارم ...عزادریهای شما مورد قبول درگاه احدیت
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
سلام ابجی گلم فدای شما الهی عیب نداره هر وقت اومدی مشکلی نیست فدای شما ابجی جانم مرسی

نویسنده

    حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
    تعداد پست ها: 219

درباره سایت

نمایه من

درباره سایت

به نام پروردگار هستی بخش

با سلام خدمت شما بزرگواران عزیز و مهربانم

مدتی قبل بر آن داشتیم که انجمن ما در تلگرام باشد اما متاسفانه هر بار با یک مشکلی رو به رو بودیم از انجمن طلوع تا به باران و به گروه نیم دری و پنجره تا به محفل ادبی و هنری شاپرک حال نمیدانم این مشکلات بر میگرده به خود بنده یا چیز دیگه ای هست و یا اشخاصی دوست ندارن ما در تلگرام باشیم به هر حال بعد از مدتها آمدیم و سایت را دوباره ساختیم این بار و با برنامه ایی کاملا متفاوت . بانک شاعران جوان . یک سایت که شعرهای انجمن هایی که به هر حال منحل شده را دوباره بازسازی خواهد کرد . و هر شب ما یک شاعر در پست مورد نظر خواهیم داشت . علاوه بر این برنامه ها انجمن نیایش که مدیر اصلی آن خانوم نوران هستن هم ما در آن انجمن و یکی از مدیران خواهیم بودم و اشعار همین طور آن جا هم بازتاب داده خواهد شد و برنامه هفتگی که داریم به صورت مستقیم و کارشناسی شده انجام خواهد گرفت و همین طور اشعار در روزنامه نسل فردا ، یک روزنامه تحلیلی و هنری در اصفهان به مدیریت سرکار خانوم عصمت ورپایی چاپ خواهد شد .


پی نوشت : تمامی پست های مورد نظر در بخش موضوعات سایت دنبال کنید

آدرس صفحه شخصی بنده درتلگرام
شماره تماس
09164772953


habib01367@


آدرس کانال بنده به اسم طاقچه

th1367@


آدرس کانال انجمن نیایش (( که اشعار و نقد بررسی و تحلیل انجا برگزار خواهد شد ))

ghadiminoran@


روزنامه نسل فردا (( اشعار دوستان این سایت و انجمن نیایش در این روزنامه چاپ خواهد شد ))

http://www.nasle-farda.ir/

موضوعات سایت

آخرین عناوین

موضوعات سایت

آخرین عناوین

صفحه اصلی سایت

آرشیو

پیوندها