تبلیغات
اشعار فراموش شده - کوچه باغ شعر ، 44

اشعار فراموش شده

? در جشن جنوبی چشمانت بقعه ای خواهم ساخت ?

کوچه باغ شعر ، 44

نویسنده: حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم | شنبه 24 مهر 1395 ساعت 22:50


مهری طهماسبی دهکردی
ترانه های کودکانه
::
مینا فوقانی
::
مهدی حسینی
::
بهرام طاهر پور
::
مصطفی بردبارمژدهی
::
مهرناز آزاد
::
الهام عزیزی مقدم
::
حبیب غریبی

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


به ادامه مطلب رجوع کنید :

مهری طهماسبی دهکردی
ترانه های کودکانه









آش خوشمزه:

حسن آقا دلش می خواد
آش لذیذ و خوشمزه

مامان خوب او داره
برای اون آش می پزه

آش می پزه با سبزی و
ماش و نخود و لوبیا

حسن آقا می گه مامان
گرسنمه زودی بیا




::::::::::::::::::::







مینا فوقانی






(( ای حسین ))


تو اگر دانسته سوى عشق رفتى
اى حسین
ندانسته میروند سوى مرگ
این بشر
تو اگر میان همهمه جنگ ِ نابرابر
نامى شدى
میان همهمه ء ساده گفتگوها گُم میشوند
این بشر
فرق میان ما و تو یك اسم نیست
فرق بین ماه و ماهى هست
این بشر



::::::::::::::::::::






مهدی حسینی








یه وقتایی دل آدم میگیره...

یه وقتایی چشامو نم میگیره

به آغوشت نکش این کوه دردو

من احساساتی ام گریه‌م میگیره

 

چه قدر خوبه یکی و داشته باشی

هواتو پر کنه با عطر موهاش

یکی و داشته باشی که ، تو بارون

دلت آروم شه زیر چتر موهاش

 

نگاهم پر شده از مهربونیت

دلم خالی شده از آه و ایکاش

به ماه مهربون عادت ندارم

یه کم با عاشقت نامهربون باش

 

من و گیتار و حس خوندن از عشق

تو و نازِ نگاهِ نازنینت

من و حس غریبِ زنده بودن

تو و لبخندِ گرمِ دلنشینت ...

 

نمیگم که ، شبیه دیگرون باش

فقط با من یه کم نامهربون باش




::::::::::::::::::::



بهرام طاهر پور







دو با دو چند می شود . . ؟؟

دو دوتا چند می شود . . ؟؟

چه کار داریم به دو . . !!

با دوتا و دو تایی ها ما را چکار . . !؟


دو و دو و .. دو دوتایی . . .

همیشه هستند در تنهایی . . .

جمع شوند .. بیشتر شوند . . .

ضرب شوند .. افزون شوند . . .

هیچگاه با هم یک نشوند . . .

یکی و یکرنگ نشوند . . .

ما را چه با دوها . . .

ما را چه با دورها . . .

ما صفریم و یک می شویم . . .

یکیم و با هم یک می شویم . . .

یک هستیم و ضرب می شویم . . .

با همه یکی و یکهم می شویم . . .

زندگی از صفر تا یک شدن است . . .

یکی شدن و ضرب با یک شدن است . . .

ما یکیم و با ضرب هم یک می شویم . . .

با هر عدد همان عدد و یکی می شویم . . .

من و تو هر کدام یک شده ایم . . .

با هم و همان یک شده ایم . . .

زندگی ضرب و ادغام هم است . . .

یک بودن و عاقبت یکی شدن است . . .

زندگی ضرب با هم بودن است . . .

نه جمع و نه افزون گشتن است . . .

باید که با هم یک شویم . . .

تا که خوشبخت و سعادتمند شویم . . .

ما را برای یکی آفریدند . . .

ما را با یک شدن خریدند . . .

با یکی و یکی شدن رویاست . . .

بدور از هم و فاصله هاست . . .

بیا تا که یک شویم و ضرب در هم . . .

تا که یکی و یکیهای با هم . . .

من تو شوم و تو هم من . . .

تا که ما شویم و بدور از من . . .





::::::::::::::::::::





مصطفی بردبارمژدهی






وقتی که سیگارتو داخل میدی

چشمامو میبندم و فک میکنم

اینکه تو آیینه میبینم تویی؟!

یا که کسی دیگه بغیر از منم

هی به تو میگم که تمومش بکن

وقتی نمیخوای که بفهمی چه سود

فکرای بیخود میکنی مصطفی

غیر خودت هیچکی مقصر نبود

میخوای خودت رو بفریبی همش

من که دارم آخرشو میبینم

بهتره ترکش بکنی گرنه من

دوس ندارم بخاطرش بمیرم

وقتی که سیگارتو داخل میدی

آدما طوری دیگه میشن باهات

کاری که داری بخدا میکنی

غیر پشیمونی چی داره برات

من خودتم من خودتم مصطفی

حرفامو خواهشا فراموش نکن

من بخدا میخوام که سالم باشی

باشه به حرفای خودت گوش نکن...





::::::::::::::::::::





مهرناز آزاد







رسم  پاسبانی

لحظه هایی راکه درآن

غوطه می خوردم تمام زندگانی را

جستجو می کردم

  آن چیزی که می پیموددرمن

 راههای آسمانی را

گاه می آموخت از من

 دردهااندوه ها نامهربانی را

 گاه می آموختم از او تمام مهربانی را

گرچه از من می گذشت عمری

 که عمری  بی قراری بود

 او به من ازخویش می بخشید

ومی جوشید یک دنیا جوانی را

تا به خود می آمدم

 باخاطرات پرزبی رحمی

 دربن بست های

بسته ی

 بی هم زبانی ها

با تبسم

 با محبت

 با نگاهی گرم

 درمن می سرشت

  او هم زبانی را

گاه می رفتم زیاد زندگی

 حتی زیاد سرنوشت خویش

 امااو

می رسید ودرتبم می سوخت

جای من

چو می دانست رسم پاسبانی را

لحظه هایی راکه درخود

 دفن می کردم

طلوع وآسمان و آب و آتش را

بادلی سرشاراز لبخند

 می کاوید درمن

شادمانی را

من تما م عمر

 دنبال شیاطین

درمیان

چهره های کوچه وبازار می گشتم

 او به من آموخت

دریابم ,بجویم

اهرمن های نهانی را

ابتدا پنداشتم

من بخشی از کل جهانم

کل این  منظومه ی

 لبریز از  سیاره های کوچک خاکی

امااو

به من آموخت

زشتی های  بی معنا وپوچ

 این جهان پست وفانی را





::::::::::::::::::::









الهام عزیزی مقدم








یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که

دیکته تموم میشد و مبصر دفترا رو جمع میکرد میذاشت رو میز معلم ...

ما هم هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ،

نوبتمون که میشد همش

چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه …


قلبمونم تند تند میزد !!!








::::::::::::::::::::





حبیب غریبی





چمدانم را برداشته ام
قاب های خاکستری را
با لباس های پاره پاره
و موهای ژولیده تو را
میگذارم کنار سطل زباله
تا بیایند
تو را ببرند
به شهر کلاغ ها

شنبه 1 آبان 1395 09:49
سلام داداش وقتتون بخیر خیلی وقته به ما سر نمیزنی
دوشنبه 26 مهر 1395 17:43
سلام /به قلم زیبایتان درود میفرستم..دیر به شما سرزدم مرا ببخشید
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
سلام بر شما خواهش میکنم لطف دارید
دوشنبه 26 مهر 1395 15:31
درود فراوان بر داداش حبیب خوبم
حال شما خوبه؟

شرمنده بابت تاخیرم. اخه خیلی وقته خودمو از دنیای مجازی دور نگه داشتم.

داداش مثل همیشه عاالی. دلنوشته های خیلی زیبایی بود
حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
سلام خدمت ابجی گلم عیب نداره پیش میاد دیگه منو ببخشید که بازم دیر جواب دادم زندگیه دیگه فرصت نمیشه بیام نت شرمنده ممنونم از شما ابجی گلم

? نویسندگان ?

    حبیب غریبی / الهام عزیزی مقدم
    تعداد پست ها: 227

? درباره سایت ?

نمایه من

درباره سایت

به نام پروردگار هستی بخش

با سلام خدمت شما بزرگواران عزیز و مهربانم

مدتی قبل بر آن داشتیم که انجمن ما در تلگرام باشد اما متاسفانه هر بار با یک مشکلی رو به رو بودیم از انجمن طلوع تا به باران و به گروه نیم دری و پنجره تا به محفل ادبی و هنری شاپرک حال نمیدانم این مشکلات بر میگرده به خود بنده یا چیز دیگه ای هست و یا اشخاصی دوست ندارن ما در تلگرام باشیم به هر حال بعد از مدتها آمدیم و سایت را دوباره ساختیم این بار و با برنامه ایی کاملا متفاوت . بانک شاعران جوان . یک سایت که شعرهای انجمن هایی که به هر حال منحل شده را دوباره بازسازی خواهد کرد . و هر شب ما یک شاعر در پست مورد نظر خواهیم داشت . علاوه بر این برنامه ها انجمن نیایش که مدیر اصلی آن خانوم نوران هستن هم ما در آن انجمن و یکی از مدیران خواهیم بودم و اشعار همین طور آن جا هم بازتاب داده خواهد شد و برنامه هفتگی که داریم به صورت مستقیم و کارشناسی شده انجام خواهد گرفت و همین طور اشعار در روزنامه نسل فردا ، یک روزنامه تحلیلی و هنری در اصفهان به مدیریت سرکار خانوم عصمت ورپایی چاپ خواهد شد .


پی نوشت : تمامی پست های مورد نظر در بخش موضوعات سایت دنبال کنید

آدرس صفحه شخصی بنده درتلگرام
شماره تماس
09164772953


habib01367@


آدرس کانال بنده به اسم طاقچه

th1367@


آدرس کانال انجمن نیایش (( که اشعار و نقد بررسی و تحلیل انجا برگزار خواهد شد ))

ghadiminoran@


روزنامه نسل فردا (( اشعار دوستان این سایت و انجمن نیایش در این روزنامه چاپ خواهد شد ))

http://www.nasle-farda.ir/

? موضوعات سایت ?

? آخرین عناوین ?

موضوعات سایت

آخرین عناوین

صفحه اصلی سایت

آرشیو

پیوندها